آغازگر غریب غزلِ نو ویژه‌نامه‌ای برای زنده‌‏یاد «منوچهر نیستانی». .


یک. اگر در روزهای پایانیِ زمستانِ ۱۳۶۰، مرگی نابهنگام، آن شاعرِ مؤثر را از شعرِ معاصر نگرفته بود و او به بهار می‌رسید و شاعرانگی‌های متمایزش تا همین بهارِ پیشِ‌روی -۱۳۹۹- ادامه داشت، حالا شاعری داشتیم ۸۳ساله با انبوهی شعرهای خواندنی و ماندنی. اما درگذشتن در ۴۵سالگی، برای شاعری مانندِ او، جوان‌مرگی بود؛ اگرچه در آستانۀ میان‌سالی، پیر شده بود. شاعری که طبعِ سرسبزِ شاعرانگی‌اش در نوجوانی «جوانه» زد، با «خراب» به راهِ درستِ پویایی و شکوفایی رفت و نهالِ آفرینش‌هایش با نوآوری‌های جسورانه، درختی تناور شد؛ درختی که ریشه در غنای ادبیاتِ دیروز داشت و در آسمانِ شعرِ امروز، سربرآورده بود با «دیروز، خطّ فاصله». او به‌رغمِ دشواری‌ها و ناهمواری‌ها، مردانه و فروتنانه در میدانِ سرودن دویده بود و از مانع‌های بسیاری گذشته بود تا «دو، با مانع» هم راه‌گشای جوان‌های تازه‌نفس باشد، اما هنوز از خطّ پایان نگذشته بود که خطّ پایان از او گذشت.

دو. «منوچهر نیستانی» آموزگار بود؛ نه بود، که هست؛ هنوز و همچنان می‌شود دوسه کتابش را ورق زد و شعرهای نابش را با تأمل خواند و در مکتبِ شاعری‌اش نشست و آموخت.

سه. این ویژه‌نامۀ کوچک، ادای دینِ مختصری است به شاعری بزرگ که به‌رغمِ تاثیـرگذاری و جریان‌سازی‌اش در شعرِ معاصـر، خاصه در غزل، حکایتِ غربتش تمامی ندارد؛ سرآغازی شگفت که راه‌گشا بوده و هست، اما مغفول مانده و مهجور.

(شماره پانزدهم «جنگ هنر مس»، ویژه‌نامه‌ای است برای «منوچهر نیستانی».)

> در شماره پانزدهم چه می‌خوانیم

شعرنوشتار

پیغام آشنا، نفسِ روح‌پرور است (سعدی)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *