تئاتر یک مجلس سیاسی است گفت‌و‌گو با یدالله آقاعباسی، هنرمند تئاتر. .


اشاره:
می‌گوید: «در تئاتر، فرایند مهم است نه اجرا. در تمام این ۴۰سال یا بیشتر از ۴۰سال، سیاست رسمی بر این بوده که اجرا مهم است و جشنواره مهم است و مسابقه مهم است. ‌خیلی آگاهانه. من خیلی با این مقابله کردم. می‌گویم خود جشنواره خیلی‌خوب است، منتها این شیوه‌ای که شما می‌خواهید آدم‌ها را به جان همدیگر بیندازید، خب درحقیقت این می‌شود که آدم‌ها با همدیگر نمی‌توانند کار کنند و این اصلاً خلاف تئاتر است. در تئاتر، من باید با شما کار کنم، شما با من کار کنی، همه به‌هم کمک کنیم اگر بخواهیم به مردم کمک کنیم. ما نمی‌توانیم خودمان دعوا داشته باشیم اما تئاتر کار کنیم. خب معلوم است نمی‌شود. یکی این نکته است، یکی هم این‌که با جشنواره‌ها تعداد زیادی مدعی درست شد. یعنی وقتی که مثلاً شما شرکت نمی‌کنی در جشنواره، من می‌روم شرکت می‌کنم و اول می‌شوم. بعد همه‌جا پز آن را می‌دهم که در جشنوارۀ فلان اول شدم، من بازیگر اول فلان هستم… همیشه دربارۀ این قضیه صحبت کرده‌ام که تا وقتی یک گروه، گروه نباشد؛ تا وقتی یک کارگردان درست کار نکند؛ تا وقتی متنی درست نباشد؛ من نمی‌توانم بازی کنم. بنابراین، به چه دلیل من باید بازیگر اول باشم؟ این مدعی‌پروری است و به نظر من آگاهانه؛ اصلاً پوچ کرد کار را. عدۀ زیادی مدعی و صرفاً فقط شب‌جشنواره‌ای. هدف تئاتر که جشنواره نیست. هدف تئاتر این است که ما یک مجلسی درست کنیم که همه در این مجلس به یک شناخت برسند؛ در یک تجربه شرکت کنند.»
این‌ها اصول مهمی است که «یداللّه آقاعباسی» همواره به آن‌ها باور داشته و در این حدود ۵۰سال که در عرصۀ تئاتر کار کرده، هم برمبنای این اصول عمل کرده و هم کوشیده آموزگارانه به اعضای گروهش، به هنرجویان و دانشجویانش و به همۀ ما بیاموزد. با او به گفت‌وگو نشستیم و چنددهه زندگی فردی و هنری‌اش را مرور کردیم.

 

این گفت‌وگو در شماره ۱۹ مجله جنگ هنر مس در زمستان ۱۴۰۰ منتشر شد. فایل پی‌دی‌اف صفحات گفت‌وگو را اینجا دریافت کنید.

 

بخشی از گفت‌وگو:

از سال۶۰ تصمیم گرفتم که روی این قضیه کار کنم که وضعیت تاریخ را وارد تئاتر کنم، وضعیت سیاست را هم… البته زمینه‌اش را قبل از انقلاب هم داشتم. این وظیفۀ ماست. تئاتر یک مجلس سیاسی است…

این که «تئاتر یک مجلس سیاسی است» را بیشتر توضیح می‌دهید؟
سیاست به همان معنی «سیاست مُدُن»؛ یعنی تدبیر امور شهر، که همۀ شهروندان باید در آن دخالت داشته باشند. تئاتر، به این معنا، یک مجلس سیاسی است. این را من نمی‌گویم، آگوستو بوال می‌گوید و خودش هم در همین حوزه کار کرده و به‌شدت هم تأثیرگذار کار کرده. تئاتر دنیا فقط این نیست که ما آماده می‌کنیم، بلیط می‌فروشیم، یک‌عده می‌آیند می‌بینند. تئاتر یک زمینه‌های دیگری دارد. یکی‌اش همان نمایش خلاق است که برایتان گفتم. یکی‌اش حوزۀ نمایش خلاق برای بزرگسالان است که امثال آگوستو بوال کار می‌کنند یا گروتفسکی کار کرده. به این معنا، تئاتر یک رنگین‌کمان است. یک وجه آن اجراست. الان برای ما تئاتر همه‌اش فقط شده این، و این هم اشکال دارد دیگر. همه‌اش شده محصول نهایی، این اشکال دارد… بنابراین، آن یک وجه قضیه است. وجه اعظم قضیه این است که همۀ مردم بتوانند توانایی‌های بازیگری داشته باشند. بتوانند راحت متمرکز شوند، درست صحبت کنند، بجا تصمیم بگیرند، در موقعیت تصمیم بگیرند. مثلاً ‌وقتی به آن‌ها گفتند که بیا این نمایش را کار کن، خودش را بگذارد در آن موقعیت که این بعدش چه می‌شود؟ آخرش چیست؟ من چه‌کاری دارم می‌کنم؟ من به نفع چه کسی دارم کار می‌کنم؟ من برای چه کسی دارم کار می‌کنم؟ این‌ها خیلی مهم است. در تئاتر این چیزها خیلی مهم می‌شود…

نوشتارهنرهای نمایشی

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.